النسفي (مترجم: مجهول)
مقدمه و پيشگفتار 39
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
23 - يواقيت المواقيت فى فضائل الشهور و الايام . 24 - طلبة الطلبة . 25 - قيد الاوابد . « 1 » ضمنا بايد اضافه كنيم كه آقاى ايرج افشار ، در مجلّهء آينده ( خرداد و تير 1362 ) سال نهم شمارهء 3 و 4 ، صفحهء 266 ) از قول دانشمندى نوشتهاند : نجم الدين نسفى دائرة المعارفى داشته به نام مطلع النّجوم و مجمع العلوم كه در آن كتاب نام عدّهاى از شاعران قديم و اشعار آنان گردآورى شده است و براى كسانى كه در تاريخ ادبيات كار مىكنند مفيد و سودمند مىباشد ، و عبارت ايشان چنين است : « [ آقاى ] امتياز على عرشى در رسالهء مفصّلى كه در احوال نجم نسفى ( ابو حفص نجم الدّين عمر بن محمد بن احمد بن اسماعيل نسفى ) متولّد 461 و متوفى در 537 دارد تاليفات او را بر مىشمارد و از كتابى به نام مطلع النّجوم و مجمع العلوم تأليفشدهء در سمرقند نام آورده است كه نسخهاى - مورّخ 646 - از آن را ديده و گفته است كه جاى جاى در آن از شعراى فارسى زبان ياد شده است . مطلع النّجوم كتابى است چند دانشى ( دائرة المعارفى ) و چون اشعارى كه در آن از شعراى قديم نقل شده براى كسانى كه در تاريخ ادبيّات كار مىكنند مفيد است اشعار را در اينجا نقل مىكند . دقيقى : به قدّ راست و لكن به زلفكانش كژ * به تن راست و لكن به چشمكان بيمار « 2 » عمارهء مروزى : بنفشه داد مرا آن بت بنفشه قباى * بنفشه بوى شد از بوى آن بنفشه سراى بنفشه بوى ربود از دو زلف كوته او * بوم ، چرا نبوم جاودان بنفشه ستاى عنصرى :
--> ( 1 ) - رجوع شود به هدية العارفين ج 5 ، ص 783 ، و الاعلام زركلى ، ج 5 ، ص 222 ، لسان الميزان عسقلانى ج 4 ، ص 227 ، و تهذيب الانساب ابن اثير ، و الانساب سمعانى و ريحانة الادب و لغتنامهء مرحوم دهخدا . ( 2 ) - در اشعار پراكنده پرفسور لازار ، ج 2 ، ص 149 بيت چنين است : به زلف كژ و ليكن به قدّ و بالا راست * به تن درست و ليكن به چشمكان بيمار